20 سوالی که هر برند فعال باید از خود بپرسد

0
30
20 سوالی که هر برند فعال باید از خود بپرسد

روزانه تعداد برند هایی که سعی بر استفاده از “مکالامات فرهنگی روزمره” دارند , اصطلاحی که دنیس یان به کار می برد،بیشتر میشود،آنها با واکنشهای متفاوتی مواجه میشوند،واکنشهایی چون ناامیدی شدید تا شک و تردید نسبت به انگیزه شان.برای مثال استارباکس با بهره از ستاد  تبلیغاتی” با یکدیگر رقابت کنیم” تلاطمی در این زمینه ایجاد کرد.( در اینجا نقدی عالی در رابطه با چرایی این قضیه آورده شده است).از طرف دیگر به نظر میرسد که لویز مسیری آسانتر را با استفاده از ستاد تبلیغاتی”کم >آبی”  طی کرده است.این ستاد تبلیغاتی توسط بسیاری به عنوان ستادی صادق،اصیل و کاملا در راستای عقاید آنان، خوانده شد.

همانطور که پروفسور امریکس رید در آن مقاله اشاره میکند،اساسی ترین مشکلی که استارباکس با آن مواجه شد،انگیزه در مقابل قربانی شدن بود.

مشخصا قصد و نیت خوب داشتن فوق العاده است اما حرکت در مسیری از میان شک و تردید مردم کار آسانی نیست و انجام آن به طوری که به درستی در زندگی پرمشغله مردم جا باز کند، دشواری های مخصوص خود را دارد.

با توجه با بحران مالی جهانی ،به ناچار بی اعتمادی در تجارت ایجاد شده است،در نتیجه سازمان ها در راستای قبولاندن قصد صادقانه خود به مصرف کنندگان و رسانه ها ،مجبور به کار و فعالیت بیشتر شدند.

تیرگی قضیه آنجایی قابل مشاهده است که برخی از برندها ادعای فعالیت های بهتر را کردند. میزان تجارت هایی که این ادعا را کردند مسئولیت اجتماعی تجاری را به یک مد تبدیل کرد.هنک کامپر به زیبایی این شرکت کنندگان را به 5دسته تقسیم کرده است،

از برند روغن مار گرفته تا برند های فعال. با توجه به این دسته بندی او تفاوت خاصی بین برند های هدفدار و برندهای فعال قائل شده است.  به گفته ی او برندهای هدفدار خواستار تغییر دنیا در جهتی بهترهستند, برندهای فعال نیز هدفی مشابه دارند با این تفاوت که آنها سرسخت تر هستند.

ایجاد ستاد تبلیغاتی که با موضوعات متداول و جهانی توجه مردم را جلب میکند به برنامه ریزی و همچنین استراتژی های برند نیاز دارد،در این صورت تجارت تبلیغ شده در جاهای دیگر نیز تضمین می یابد و حتی ورای مدت آن ستاد ادامه می‌یابد. چه شما یک برند هدفدار باشید که به دنبال ایجاد موقعیتی خاص است،و یا یک برند فعال در جستجوی  تغییر بیشتر،این لیست به شما کمک میکند تا به خواسته تان به عنوان یک برند” دارای ایده” برسید و با مشتریان خود به یک سو پیش بروید:

چرا برند شما باید دنیا را نجات بدهد؟(و اینکه تعریف شما از دنیا در راستای اهداف برند تان چیست؟)

شما با چه چیزی در جدالید؟ و این تا چه حد گسترده است؟

ارتباط بین اشتیاق شما برای بدست آوردن و کاری که برندتان انجام میدهد،کجاست؟(و بنابراین تعهد شما در قبال آن چیست؟)

 دقیقا منتظر چه نتیجه ای هستید؟

چه کسی پیشنهادتان را میپذیرد؟

چه کسی به شما اعتماد نخواهند کرد و چرا؟

واکنش احتمالی کلی چه خواهد بود و اینکه شما تا چه حد برای آن آماده اید

اگر آن واکنش را دریافت نکنید چه خواهید کرد ؟

آیا رفتارهایتان با آنچه در پی اش هستید هم خوانی دارند؟

آیا سابقه ی حرفه ای شما با هدفتان در یک راستاست؟ در کارنامه خود فعالیت یا سخنی دال بر جدیت شما موجود است؟

قرار است چگونه , از طریق چه اشخاصی و  در چه بازه زمانی ای این کار انجام بدهید ؟

برای حفظ موقعیت خود قرار است چگونه از طریق مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها و یا تاکتیک های تجارت بهره ببرید؟

شما از طریق مسئولیت اجتماعی و یا استراتژی های تجاریتان در جهت رفع تردید مردم از انجام چه کاری پرهیز خواهید کرد؟

چه سازمان های دیگری در همین زمینه در حال تلاش برای ایجاد تغییر هستند؟

چه چیزی فعالیت های شما  را از دیگر سازمان ها متفاوت میکند؟ و بنابراین در این رقابت سهم شما کجاست؟

مشتریان شما تا چه حد مشتاق این تغییر هستند؟

دیگر کارمندان شما در این فعالیت جدید چه نقشی دارند؟ هدف جدید شما در جهت بهبود کار آنها چه نتیجه ای که قبلا میسر نبود را در پی خواهد داشت؟

هدف جدید شما به چه سمتی پیش میرود؟ چگونه برند شما برای محقق ساختن این هدف قرار است قویتر از قبل عمل کند؟

تضمین کار شما برای ایجاد این تغییر چیست؟ ( و آیا این تضمین به عنوان ضامن امنیت نیز خواهد بود؟)

چگونه و چه زمانی موفقیت خود را ارزیابی میکنید؟ هدف نهایی چه خواهد بود؟ و بعد از آن چه خواهید کرد؟

برگرفته از:

*کلیه حقوق برای مجله سندباد (مجله تخصصی کسب و کار سایت سندباد) محفوظ می باشد*

ارسال یک دیدگاه