دموکراسی رشد را پایدار می سازد،رشد بدون دموکراسی می تواند اتفاق بیفتد اما توسعه بدون دموکراسی ناممکن است .

توسعه اقتصادی منجر به ظهور نهادهای دموکراتیک و برقراری  از راه ترکیب عواملی می شود که فرآیند توسعه ایجاب می کند:

نخست و مهم تر از همه

توسعه اقتصادی ساختار اجتماعی جامعه را تغییر می دهد و موجب ظهور یک طبقه متوسط به عنوان یک بنیان و پایه دموکراسی می شود که در حقیقت همانند پلی است که فقیر و غنی را به هم می پیوندد.

دوم

توسعه اقتصادی درفرآیند خود ارزش های سیاسی (نظیر استقلال فردی، آزادی فردی و انتخاب فردی ) را ارائه می دهد که عمل از نهادهای دموکراتیک حمایت می کنند.

سوم

تأثیر مستقیم توسعه اقتصاد،گسترش سطح آموزش است. افراد آموزش دیده معلومات و دانش بیشتری درباره وضعیت و موقعیت خود در جامعه، نیازها، خواسته ها و حقوق خود و اطلاعات وسیع تر و بیش تری در خصوص فرآیندهای سیاسی و تصمیم گیری دارند، چنین شهروندانی بیش تر طالب حقوق خود هستند و ابزارهای منطقی و عملی آن را در اختیار دارند.

چهارم

توسعه موفق رشدی موفق را به همراه دارد،سطح درآمد و رفاه را بالا میبرد و یک بخش خصوصی مستقل از دولت را توسعه می دهد و از این رو یک نیروی قوی از جامعه مدنی را در مقابل دولت قرار می دهد. باز توزیع ثروت ملی و حل اختلاف منافع بهتر صورت می گیرد.

پنجم

همچنان که توسعه موفق احتمالا در یک جامعه باز، بهتر اتفاق می افتد، چنین توسعه ای در فرآیند خود ارتباطات گسترده اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با جامعه بین المللی برقرار می کند.

این ارتباطات جهت تسهیل جریان صحیح اطلاعات ( معمولا نقش دولت مردان را تحت الشعاع قرار می دهد) ممکن است جلوی فساد و سیاست های نادرست آن ها را بگیرند.

به طور خلاصه، دولت با ارتقاء فرصت ها ، قدرتمند سازی و برقراری امنیت و سیاست های تأمین اجتماعی مناسب در جهت رفع فقر و توسعه اقتصادی اقدام می کند.

برگرفته از:

*کلیه حقوق برای مجله سندباد محفوظ می باشد*